هیچ کس به درستی نمی داند که جهان چگونه آغاز شد. بعضی ها می گویند که یک انفجار فوق عظیم کیهانی دنیا های بیمار را در سرتاسر تاریکی گشترده بی پایان پراکنده کرد – دنیا هایی که روزی خواستگاه موجودات شگفت انگیز و هولناک خواهند بود. بقیه عقیده دارند که جهان ، به همان صورتی که هست ، توسط یک قدرت یگانه ی بسیار نیرومند ساخته شده است

ادامه در ادامه مطلب !!!

خواستگاه لژیون سوزان تیتان ها و نظم دهی جهان: هیچ کس به درستی نمی داند که جهان چگونه آغاز شد. بعضی ها می گویند که یک انفجار فوق عظیم کیهانی دنیا های بیمار را در سرتاسر تاریکی گشترده بی پایان پراکنده کرد – دنیا هایی که روزی خواستگاه موجودات شگفت انگیز و هولناک خواهند بود. بقیه عقیده دارند که جهان ، به همان صورتی که هست ، توسط یک قدرت یگانه ی بسیار نیرومند ساخته شده است . با وجود این منشاء جهان آشفته در پرده ای از ابهام قرار دارد ،‌اما این روشن است که نژادی از موجودات بیار نیرومند برخاستند تا به جهان های مختلف نظم بخشیده و اطمینان حاصل کنند که مخلوقات راه درست را طی می کنند . تیتان ها ، خدایان پوست فلزی عظیم الجثه از دورترین نقاط هستی قدم پیش گذاشته و با هر دنیایی که مواجه می شدند روز آم کار می کردند. ان ها با بالا بردن کوه های نیرومند و ایجاد دریا های وسیع به دنیا ها شکل دادند، سپس هوا و جو خروشان را برای موجودات میدند و برنامه ی ژرف و آینده نگرانه ی خود را برای ایجاد نظم از هزج و مزج ادامه دادند . آن ها همچنین به چند نژاد اصلی قدرت بخشیدند تا حافظ کار های آن ها باشند و کمال دنیاهای خود را حفظ کنند. تیتان ها ، که توسط یک فرقه نخبه به نام ایزدستان اداره می شدند ، به صدها میلیون دنیایی که در تاریکی بزرگ دور دست که در سال های اول پیدایش ، پراکنده شده بودند ، نظم آوردند. ایزدستان خیر اندیش ، به دنبال این بود که از دنیا های که ساخته است نگهبانی کند ، و با هوشیاری تمام ، مراقب خطر حمله ی موجودات پَستِ بُعد های دیگر مارپیچ زیرین بود. مارپیچ ، که یک بُعد سماوی از جادو های بی نظم بود که هزاران هزار از دنیا های کهکشان را به هم وصل می کرد ، محل زندگی بیشماری از موجودات شرور و دیو صفت بود ، که فقط به دنبال نابودی زندگی و بلعیدن انرژی های کهکشان زنده بودند. تیتان های نیکوکار و نوع دوست که توانایی درک پلیدی را نداشتند ، مصم شدند تا راهی برای پایان دادن به خطر بالقوه دیو ها پیدا کنند. سارگراس و خیانت برای مبارزه با موجودات دیوگونه ای که از مارپیچ زیرین راه خود را به دنیا های تیتان ها پیدا می کردند ، ایزدستان بزرگترین جنگجوی خود ، سارگراس را انتخاب کرد ، تا به عنوان اولین خط دفاعی آن ها عمل کند. سارگراس ، غول با شگوه برنز گداخته ، وظایف خود را برای صده های بیشماری انجام داده بود ،‌ او جستجو می کرد و دیو ها را در هر جا که میتوانست یافت کند نابود می کرد. در قرن های متوالی ، سارگراس با دو نژاد متوالی از دیو ها رو به رو شد ، که هر دو به دنبال کسب قدرت و سلطه بر کهکشان مادی بودند. اردار ،‌نژادی موذی از ساحرا شیطانی ، از جادوی سیاه خود برای به زنجیر کشیدن تعدادی از دنیا هایی که به آن ها تجاوز کرده بودند استفاده می کردند. نژاد های بومی آن دنیا ها به وسیله ی نیروی وحشتناک اردار ها تغییر شکل پیدا کرده و خودشان نیز به دیو تبدیل می شدند. با وجود این که قدرت های تقریبا پایان ناپذیر سارگراس خیلی بیشتر از حد لازم برای شکست دادن اردار های فرومایه بود ، او به سختی توسط قدرت آلوده کننده و تحلیل برنده ی شیطانی این موجودات تحت تاثیر قرار گرفت. تیتان کبیر که توانایی درک این همه فساد و بد خواهی را نداشت ، دچار حالت افسردگی شد و در فکر فرورفت ، ولی با وجود این احساس ناآرامی در حال گسترشش ، سارگراس موفق شد تا کهکشان را برای همیشه از وجود جادوگران سیاه با زندانی کردنشان در مارپیچ زیرین پاک کند. در حالی که پریشانی و افسردگی اش عمیق تر میشد ، سارگراس مجبور شد تا با گروه دیگری که اسباب ناراحتی محفل تایتان ها را فراهم کرده بودند ، درگیر شود. ناتریزیم ، نژاد تاریکی از دیو های خون آشام اقدام به فتح دنیاهای مسکونی با تصرف ساکنین آن و تبدیل آن ها به سایه می کردند . اربابان وحشت که شریر و هوشمند بودند با ایجاد بدگمانی و کینه ای تصور ناپذیر بین نژاد ها آن ها را به جان هم می انداختند. با این وجود ، سارگراس ناتریزیم زا به راحتی شکست داد ، ولی فساد آن ها او را به صورت عمیقی تحت تاثیر قرار داد. سارگراس با شوکه ، که دیگر توانایی کنترل احساس شک و ناامیدی را که سراسر افکارش را پوشانده بود نداشت ، تمام ایمانش را نسبت به ماموریت خویش و دید تیتان ها از کهکشانی منظم از دست داد . سارگراس ، شروع به باور این کرد که مفهوم نظم به خودی خود نابخردی بوده است و این که بی نظمی و شرارت تنها چیز های قطعی در کهکشان تاریک متروک هستند. با وجود این که تیتان های دیگر تلاش کردند تا سارگراس را متوجه خطای خود کرده و احساسات طغیانگرش را تسلی دهند ؛ او تئوری ها و اعتقادات آن ها را نادیده گرفت و از رتبه ی آن ها برای همیشه خارج شده ، و رفت تا مکان خود را در کهکشان بیابد. ایزدستان که از عزیمت او محزون گشته بودند ، هیچ گاه نمی توانستند باور کنند که برادر از دست رفته شان چقدر پیش خواهد رفت. تکوین لژیون سوزان زمانی که دیوانگی سارگراس آخرین نشانه های روح آزادش را بلعید ، او شروع به این استدلال کرد که تیتان ها مسئول شکست در خلقت هستند. پس در نهایت ، تصمیم گرفت که کارهای آن ها را در سراسر کهکشان معکوس کند. او رفت تا ارتشی فراهم کند که کهکشان مادی را در میان شعله های سوزان از میان ببرد. ختی هیبت خداگونه اش از آلودگی ای که در قلب زمانی با شرافت اش رخنه کرده بود در امان نماند. چشم هایش ، مو و محاسنش شروع به فوران آتشین کرد و پوست فلزی اش از هم باز شد تا کوره ای بی پایان از آتش و نفرت را مایان کند. در ادامه دیوانگی اش ، سارگراس زندان های اردار و ناتریزیم را از میان برد و دیو های پست را آزاد کرد . دیو های هوشمند ، در برابر خشم بی پایان و قدرت تیتان تاریک سر تعظیم فرو آوردند و خود را به او سپرده و قسم خوردند تا از هر طریق بد خواهی که می توانند ، به او خدمت کنند. برگزیده شدن کیل جیدن و آرکیماند از میان رسته های اردار نیرومند ، سارگراس دو پهلوان را برای هدایت ارتش دیو گونه نابود گرش انتخاب کرد ؛ کیل جیدن فریبنده و آرکیماند آلوده کننده . کیل جیدن انتخاب شد تا به دنبال مخوف ترین نژاد ها در کهکشان بگردد و آن ها را در اغوای سایه سارگراس بکند. قهرمان دوم ، آرکیماند انتخاب شد تا ارتش های عظیم سارگراس را در جنگ علیه هر کسی که در مقابل اراده تیتان تاریک ایستادگی کند ، هدایت کند. اولین حرکت کیل جیدن اسیر کردن اربابان وحشت خون آشام در زیر قدرت مخوفش بود. اربابان وحشت ، که به عنوان گارد و مامورین زبده به او خدمت می کردند، با عیش کار خود را که یافتن نژاد های اصلی برای اربابشان ، فاسد کردن و به زانو در آوردن آ» ها انجام می دادند. قدرتمند ترین در میان اربابان وحشت ، تایکاندریوس تیره کننده بود. تایکاندریوس به عنوان یک سرباز نمونه به کیل جیدن خدمت می کرد و قبول کرده بود تا اراده ی سوزانده سارگراس را در تمام گوشه های تاریک کهکشان ترویج دهد. آرکیماند قدرتمند همچنین ماموران زبده ای نیز دز اختیار داشت . با فراخواندن لرد های سیاه چال ( پیت لرد ها ) ی شریر و رهبر وحشی آن ها ، منراث ، او امیدوار بود تا گروه ورزیده ای بسازد که تمام خلقت موجودات زنده را حذف کند. سارگراس ، حالا که می دید ارتش هایش تجهیز شده و آماده هستند تا تک تک دستوراتش را دنبال کنند ، نیرو های غرنده اش را به سوی عظمت تاریکی بزرگ روانه کرد . او ارتش در حال گسترش خود را لژیون سوزان نامید . تا به امروز ، هنوز مشخص نیست که چندی%

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 دی 1389    | توسط: amir mahdipoor    |    نظرات()