نبینی ضرر كردی!همه دنبالشن!

Slithice - The Naga Siren
Slithice همیشه در بین Naga ها مشغول ولگردی بوده که در دریا ها به دنبال ماجرا جویی می گشته است . در این ماجرا جویی ها ، وی با ارک جوانی آشنا میشود که برای blademaster شدن تمرین می کرد ، آشنا شده و عاشق او می شود. این ارک جوان بسیاری از فنون و ترفند های مبارزاتی گروه خود را به وی آموزش می دهد . در روزی که آنها مشغول یادگیری طرز ساختن تله های مختلف بودند ، گروهی از ارتشScourge به سمت آنها حمله ور شده و معشوق slithice را د مقابل چشمانش از پای در می آورند . در آخرین لحظه وی با استفاده ا جادوی Naga ی خود دشمنان را به خوابی عمیق فرو میبرد و از محل میگریزد تا به sentinel بپیوندد و برای انتقام خون معشوقش با scourge بجنگد.



Kardel افتخار تک تیر اندازان و کوتوله ها به حساب می آید . با استفاده از دقت بالا د تیر اندازی ، وی دشمنان خود را از فواصل دور از پای در می آورد . او توانایی هدف گیری به نقاط ضعف دشمن را دارد و با صرف کمی زمان می تواند ترتیب حریفان را با یک شلیک بدهد . تفنگ او مجهز به لوله دوگانه است و به کمک آن میتواند ترکش هایی را به طرف حریف شلیک کند که باعث گیجی و درد فراوان خواهد شد.



Thuzadkel انتخابی نداشت ، زیرا خود Lich King وی را باهدف ایجاد یک محافظ شخصی از جهان مردگان برگرداند . وی قدرت یخ های Northrend را دارد ، و به روش های گوناگون از حملات یخی برای کشتن حریفان استفاده می کند . با کاوش کردن در علم جادو های یخی ، وی می تواند یخ را به صورت گوی فشرده ای دربیاورد و باعث شود که بعد از اصابت به حریف اول ، این گوی خود به دنبال شکار بعدی برود . این قاتل خونسرد حت به یاران خود نیز رحم نمیکند و در اولین فرصت آنها را برای بدست آوردن انرژی فدا می کند .



Pudge هیولای غول پیکری است که ظاهرا در برابر جادو مصون است و دائما در میدان نبرد پرسه میزند تا شکاری بی خبر را بدرد. گفته میشود که طعمه هایش فقط برای یک لحظه حیبت ترسناک این دیو را می بینند ، قبل از اینکه توسط قلابی که در گوشتشان فرو می رود به کام مرگ قطعی خود کشیده میشوند.شیون های آنها برای مدت زیادی شنیده نخواهد شد . زیرا صدای قهقهه دیوانه وار این قصاب کاملا صدای آنها را خفه خواهد کرد . این در حالی است که او مشغول دریذن طعمه خود است . ترسناک ترین چیز ها پس از سکوت های مرگبار اتفاق می افتد ، این سکوت نشانه ای The Lich - Kel'Thuzad
pudge - The butcher The Dwaren Sniper - Kardel Sharpeye

بیو گرافی آرتاس

آرتاس شاهزاده ی لردران و پسر شاه ترانوس منتیل دوم است. او در ابتدا یک پالادین آلیانس بود که بعد ها آندید شد و به اتحاد خیانت کرد. او رهبر فعلی اسکورج ها هست و در حال حاظر در بالونی بر فراز پلاگلند زندگی می کند. اگر چیزی نفهمیدین نگران نباشید. الان همه رو توضیح میدم. ادامه مطلب رو بخونید:


ابتدا بگذارید در مورد پالادین ها کمی توضیح بدهم: پالادین ها دسته ای از هیرو ها هستند که هم ضربات مهلکی دارند(dps) و هم توانایی شفا دادن زخمی ها را دارند(heal) آرتاس نیز در جوانی پالادین بود و مربی اش هم یک پالادین عالی رتبه به نام اوتر بود و دورفی به نام مورادین به او شمشیر زنی آموخت. آرتاس در مدت پالادین بودنش کار خیلی مهمی نکرد به جز کمک به الف های والامقام(high elf) در مبارزه با ترول ها در سیلورمون سیتی و نبرد علیه ارک های مهاجم در لردران. با این حال مردم او را امیدی برای نجات و رهایی ازروث از جنگ و بدبختی می دانستند. آرتاس در جریان کمک به سیلور مون با جینا پرادمور جادوگر(mage) ملاقات کرد و از او خوشش آمد.


حمله ی شمالی ها


وقتی اسکورج ها برای اولین بار به قلمروی شرقی(easten kingdom) حمله کردند آرتاس و اوتر برای سرکوب کردنش شان عازم نبرد شدند. فرماندهی اسکورج ها را در آن زمان مل گانس به عهده داشت. آرتاس در تعقیب مل گانس به استراث هلم رسید...جایی که جنگجویان واقعی از بزدل ها جدا می شدند. آرتاس می دانست که تمامی شهر به زودی آندید می شوند و بنابراین دستور داد همه مردم شهر کشته شوند. با این حال عده ای این کار را نکردند. حتی پالادین اوتر که ادعای شجاعتش می شد و جینا پرادمور هم از این کار سرباز زدند و به لردران بازگشتند تا از جنگ و خونریزی به دور باشند.


با این حال آرتاس و مبارزان وفادارش جنگ را ادامه دادند تا جایی که با مل گانس روبه رو شدند. آرتاس که از هیچ چیز نمی ترسید از مل گانس تقاضای دوئل کرد. اما مل گانس فرار کرد و گفت در نرثرند آنها را می بیند!


و این شد که آرتاس و دوستانش به جنگ ادامه دادند و تا به خودشان آمدند خود را در پایگاه اصلی آندید ها...بام جهان....نرثرند یافتند.


در نرثرند چه گذشت؟


سرمای نرثرند بیداد می کرد! تا مغز استخوان سربازان آرتاس سرما نفوذ کرده بود. اما آنها شانس آوردند و دوست قدیمی آرتاس مورادین را دیدند. آرتاس به کمک دورف های مورادین تصمیم گرفت مل گانس را بکشد. او و مورادین در حالی که در جستجوی فراست مورن-شمشیر افسانه ای- بودند تا شاید آنها را به پیروزی برساند اوتر و ترانوس دستور دادند همه ی سربازان آرتاس و خود او به لردران باز گردند! آرتاس از فرار سربازان جلوگیری کرد! او فقط به یک چیز فکر می کرد....سر قطع شده ی مل گانس!


بالاخره آرتاس و مورادین به فراست مورن رسیدند! آرتاس شمشیر نفرین شده را بر داشت اما نفرین فراست مورن باعث شد تا مورادین در جا به وسیله ی تکه یخی کشته شود.




فراست مورن به آرتاس قدرت زیادی می داد. آرتاس بلافاصله به نزد مل گانس رفت و او را کشت!


بازگشت به لردران




آرتاس به لردران بازگشت. مردم بدون آنکه بدانند برای شاهزاده جوانشان چه اتفاقی افتاده به پیشوازش رفتند اما روح آرتاس توسط لیچ کینگ سخیر شده بود! آرتاس وقتی به لرد ران بازگشت پدرش را کشت. او به کوئل دالاس نیز حمله ای کرد تا کل توزاد را زنده کند. آرتاس به دالاران نیز حمله کرد! اما این خوشی ها دیری نپایید و بالاخره داستان کمی جدی شد...آرکیماند(لورد لژیون ها) گفت که از حالا به بعد فرمانروایان ترس و وحشت(dread lords) رهبر اسکورج ها خواهند شد و لیچ کینگ و آرتاس و دوستانش باید بمیرند!


سمفونی ای از جنس یخ و شعله!


این نام آخرین نبرد آرتاس قبل از یکی شدن با لیچ کینگ بود. لیچ کینگ با آرتاس سخن می گفت و می گفت که اگر زود نجنبد و به نرثرند نیاید اهریمنان او را نابود خواهند کرد! به خاطر وخامت اوضاع لیچ کینگ دائما" آرتاس را دچار سردرد می کرد و داوم از مهارت هایش می کاست(delvl) تا بلکه آرتاس تعجیل کند و سریع تر خود را به نرثرند برساند. آرتاس به نرثرند رسید! همه با او دشمن بودند الف های خون و ناگاها تحت فرماندهی ایلیدان(الفی که به لژیون ها کمک می کرد) قصد نابودی لیچ کیگن را داشتند. آرتاس تنها به کمک سوسکی عظیم الجثه(که به آنها نروبیان می گویند) به نام آنوب آراک و چند سرباز سپاه عظیم شیاطین را در هم شکست و خود را به لیچ کینگ رساند. سپس زندان یخی لیچ کینگ را شکست و کلاه خود لیچ کینگ را بر سر گذاشت: حالا لیچ کینگ و آرتاس یکی شده بودند و قدرتی را تشکیل دادند که دنیا تا آن موقع به خود ندیده بود!




دث نایت ها:


آرتاس مدتها روی سریر یخی نشست اما بالاخره به خودش آمد و دید که هوادارانش به سمتش می آیند! او دستور داد همه ی آنها را دث نایت کند! حالا در سراسر ازروث دث نایت هایی هستند که چه برای اتحاد و چه برای قبیله می جنگند اما قلب هایشان با آرتاس است.


" پسرم...پیروزی واقعی فتح قلوب مردم ات است" شاه ترانوس منتیل دوم.


The Stealth Assasian _ Rikimaru

Rikimaru به صورت وارث سلطنت ساتیر ها زاده شده و توسط قویترین جنگاوران دوره ی خود تربیت شده ات.اگر چه،


قدرت لژیون آتش موفق به فاسد کردن تعدادی از همنوعان او شد،(که Rikimaru آنها را موجوداتی بی فکر میخواند)


وی آنها را ترک کرد.او برای عهد و پیمان در انتقام مقابل scourege ها ، مهارت های خود را برای جنگیدن تقویت نمود.با بکارگیری از اندام کوچکش ، او میتواند خود را نامریی سازد که او را قادر میسازد به دشمنان از پشت خنجر بزند.او همچنان میتواند از مه غلیظی به عنوان یک پوشش دفاعی استفاده کند،برای خاموش کردن دشمنانش و تقریبا غیر قابل لمس شدن.....

BloodSeeker_Strygwyr
strygwyr یک دورگه ی ارک و اهریمن است.در میان تمام مخلوقات فانی وی تنها کسی است که با شستن خود در خون کسانی که میکشد،می تواند زخم های خود را هر قدر که کشنده باشد شفا دهد.strygwyr میتواند خون آن ابلهی که در مقابل او ایستاده است از مایل ها دورتر حس کند و تصویری از چشمان قربانی خود بدست آورد.او در عین دیوانگی، دشمن را با ضربات نیرومند و بیرحمانه ی خود پاره میکند.strygwyr در گرفتن تصمیم غیر ممکن به دشمن خود نزدیک می شود-با تلاش در فرار کردن از اهریمن تند و سریع وتا وقت مرگ خونریزی کردن،یا در آشوب وحشتناک خود به خرده ریزه ها دریده شود.

http://vargasreyes.com/Imagenes/Dota/earthshaker.jpg

در سرزمین های بایر ، افسانه ها زا جادو گران tauren میگویند که که ذات زمین را در کنترل دارند . هوشیاری آنها با زمین زیر پایشان یکی است . خاک و زمین وسیله ای میشوند برای تمرکز آنها . این جنگجویان میتوانند به اراده خود شکاف های وسیعی در زمین ایجاد کنند . قدرت آنها به حدی است که با هر جادو زمین اطراف آنها نیرویی ویران کنده رها میکند . متاسفانه این جادوگران به طرز مرموزی ناپدید شدند زمانی که درخت جهانی به خطر افتاد پیام آوران به جستجوی آنها فرستاده شدند اما تنها یکی را یافتند استادی جوان با نام Stonehoof او برای زنده کردن افسانه های قدیمی پا به میدان جنگ گذاشت.
The Earth Shaker- Raigor Stonehoof

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 دی 1389    | توسط: amir mahdipoor    | طبقه بندی: dota allstars،     نظرات()